ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
25
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
مردم بلخ بشوريدند و جمعى از يارانش را به قتل رسانيدند . تكين بازگشت و قصد آن داشت كه شهر را آتش زند . اعيان شهر بيرون آمدند و پوزش خواستند . تكين از گناهشان درگذشت ولى اموال بازرگانان را به غنيمت گرفت و با خود ببرد . چون خبر به اياز رسيد از جوزجان به بلخ آمد . مردم بلخ به فرمان او در آمدند اياز با ده هزار سوار در روز بيست و سوم ماه جمادى الاخر به سوى ترمذ راند و با التكين مصاف داد . در اين نبرد اياز شكست خورد و جمعى از سپاهيانش در جيحون غرق و بسيارى نيز كشته شدند و جز اندكى از مهلكه جان به در نبردند ] [ 1 ] . فتنهء قاورت [ 2 ] بك صاحب كرمان و كشته شدن او قاورت بك برادر سلطان الب ارسلان در كرمان بود . چون خبر وفات برادر شنيد آهنگ رى كرد تا زمام ملك بدست گيرد . سلطان ملكشاه و نظام الملك پيش از او به رى وارد شدند . مسلم بن قريش و منصور بن دبيس و امراء كرد نيز در خدمت ملكشاه بودند . ميان قاورت و ملكشاه در حوالى همدان [ 3 ] نبردى درگرفت . قاورت منهزم شد . او را گرفته نزد شاه آوردند . سلطان ملكشاه ، سعد الدوله گوهر آيين [ 4 ] را فرمان داد كه او را خفه كند و او چنان كرد . سلطان امور كرمان را بدست پسران قاورت سپرد و براى ايشان خلعت فرستاد و عربها و كردهايى را كه در اين واقعه رنج فراوان ديده بودند اقطاعات داد . مسلم بن قريش را الب ارسلان نزد خليفه شفاعت كرده بود . چون خبر وفات او شنيد به پسرش ملكشاه پيوست و به طاعت او در آمد . و بهاء الدوله منصور بن دبيس ، پدرش همراه او مالى براى ملكشاه مىفرستاد ، چون ديد كه عازم نبرد است با او همراه گرديد . سپس اياز برادر سلطان ملكشاه در سال 465 در بلخ بمرد . ملكشاه پسر او را تا سال 467 در تحت كفالت خود نگهداشت . خليفه القائم بامر اللّه در نيمهء شعبان سال 467 پس از چهل و پنج سال خلافت بمرد . او را فرزندى نبود . خلافت به نوهء او عبد اللّه بن محمد تفويض شد و او المقتدى باللّه لقب يافت پدر او ابو العباس محمد بن القائم كه ذخيرة الدين لقب داشت در سال 447 در گذشته بود . از اين رو القائم بامر اللّه خلافت را به نوهء خود داد . چون القائم بامر اللّه از دنيا رفت اهل دولت همه گرد آمدند . مؤيد الملك پسر نظام الملك و وزير ، فخر الدولة بن جهير و پسرش عميد الدوله و شيخ ابو اسحاق شيرازى و نقيب النقبا طراد و قاضى القضاة ابو عبد اللّه دامغانى با خليفهء نو بيعت كردند . فخر الدوله جهير پسر خود عميد الدوله را براى گرفتن بيعت نزد ملكشاه فرستاد و اللّه الموفق للصواب .
--> [ ( 1 ) ] ميان قلاب از متن ساقط شده بود از ابن اثير افزوده شد . حوادث سال 465 . [ ( 2 ) ] متن : قاروت . [ ( 3 ) ] متن : نهرمان . [ ( 4 ) ] متن : گوهراس ) .